Skip to content

گیربکس شفت مستقیم (هلیکال): راهنمای جامع انتخاب، کاربرد و نگهداری | کالای صنعتی محمودی (RMG Sanat)

گیربکس شفت مستقیم

فهرست مطالب

گیربکس شفت مستقیم (هلیکال): راهنمای جامع انتخاب، کاربرد و نگهداری

در اکوسیستم پیچیده صنعت امروز، جایی که هر وات انرژی و هر دقیقه از کارکرد ماشین‌آلات ارزشمند است، انتخاب تجهیزات انتقال قدرت دیگر یک خرید ساده نیست، بلکه یک تصمیم استراتژیک است. در میان این تجهیزات حیاتی، گیربکس شفت مستقیم (Helical Gearbox) یا گیربکس هلیکال، به عنوان قلب تپنده بسیاری از سیستم‌های مکانیکی، نقشی بی‌بدیل در تبدیل توان الکتریکی به گشتاور صنعتی ایفا می‌کند. این قطعه مهندسی دقیق، نیروی خام و سرعت بالای الکتروموتورها را به قدرتی کنترل‌شده، کارآمد و قابل اطمینان بدل می‌سازد. کالای صنعتی محمودی (RMG Sanat)، با تکیه بر دهه‌ها تجربه به عنوان مشاور و تأمین‌کننده تجهیزات صنعتی، این راهنمای جامع و فنی را تدوین کرده است تا شما را در مسیر شناخت عمیق، انتخاب هوشمندانه و نگهداری بهینه این قهرمانان پنهان صنعت یاری دهد.

گیربکس شفت مستقیم چیست و معماری هوشمندانه آن چگونه کار می‌کند؟

گیربکس شفت مستقیم یک مجموعه مکانیکی پیشرفته است که در آن، محور شفت ورودی (که به الکتروموتور متصل است) و محور شفت خروجی (که به ماشین یا بار متصل است) دقیقاً در یک امتداد و هم‌محور قرار دارند. این طراحی خطی (In-line)، آن را برای کاربردهایی که محدودیت فضا دارند یا نیازمند انتقال مستقیم نیرو هستند، به یک راه‌حل ایده‌آل تبدیل می‌کند. اما راز برتری این گیربکس، در طراحی خاص چرخ‌دنده‌های آن نهفته است.

جادوی دنده‌های مارپیچ: علم پشت عملکرد نرم و قدرتمند

برخلاف چرخ‌دنده‌های ساده (Spur Gears) با دندانه‌های صاف، دندانه‌های گیربکس هلیکال به صورت مورب و با زاویه‌ای دقیق نسبت به محور شفت، ماشین‌کاری شده‌اند. این طراحی مارپیچ، دینامیک درگیری دنده‌ها را به طور کامل دگرگون می‌کند و مزایای فیزیکی فوق‌العاده‌ای به همراه دارد:

  • انتقال قدرت تدریجی و بی‌صدا: تماس بین دو دنده هلیکال از یک نقطه در لبه دندانه شروع شده و به آرامی در تمام سطح آن پخش می‌شود. این درگیری نرم و پیوسته، ضربه ناگهانی و صدای «تق تق» характерный برای دنده‌های ساده را حذف کرده و عملکردی بسیار آرام، روان و با حداقل ارتعاش را به ارمغان می‌آورد. این ویژگی در محیط‌های حساس به آلودگی صوتی یک مزیت کلیدی است.
  • افزایش ظرفیت تحمل بار و گشتاور: طراحی مورب دندانه‌ها باعث می‌شود در هر لحظه، بیش از یک دندانه به طور همزمان درگیر باشند. این افزایش سطح تماس مؤثر، ظرفیت انتقال گشتاور و تحمل بارهای سنگین را در مقایسه با یک گیربکس دنده ساده با ابعاد مشابه، به شکل چشمگیری افزایش می‌دهد.
  • طول عمر بالاتر به دلیل کاهش سایش: درگیری نرم و توزیع یکنواخت بار روی دندانه‌ها، تنش‌های تماسی و سایش را به حداقل می‌رساند. این امر مستقیماً به کاهش فرسودگی، افزایش طول عمر مفید قطعات و کاهش نیاز به تعمیرات منجر می‌شود.
  • نیروی محوری (Axial Thrust): یک پیامد طبیعی زاویه‌دار بودن دنده‌ها، ایجاد یک نیروی فشاری در راستای محور شفت‌هاست. این نیرو باید توسط یاتاقان‌های مناسب (معمولاً رولبرینگ‌های مخروطی یا بلبرینگ‌های تماس زاویه‌ای) به طور کامل مهار شود. این یکی از تفاوت‌های اصلی در طراحی داخلی گیربکس‌های هلیکال است.

آناتومی یک قهرمان صنعتی: اجزای کلیدی گیربکس هلیکال

برای درک کامل توانایی‌ها و نیازمندی‌های یک گیربکس، آشنایی با اجزای داخلی آن ضروری است:

  • پوسته (Housing): بدنه مستحکم گیربکس که معمولاً از چدن خاکستری (برای استحکام بالا، جذب عالی ارتعاش و دفع حرارت) یا در سایزهای کوچکتر از آلومینیوم دایکاست (برای کاهش وزن) ساخته می‌شود. وظیفه اصلی آن، محافظت از اجزای داخلی و حفظ هم‌راستایی دقیق شفت‌ها و یاتاقان‌هاست.
  • چرخ‌دنده‌های هلیکال: قلب تپنده سیستم که از فولادهای آلیاژی مخصوص (مانند فولاد سمانته 1.7131) تولید می‌شوند. این دنده‌ها پس از ماشین‌کاری CNC دقیق، تحت عملیات حرارتی سخت‌کاری سطحی (Case Hardening) قرار می‌گیرند تا سطحی بسیار مقاوم در برابر سایش و مغزی چقرمه (Tough) برای تحمل بارهای ضربه‌ای داشته باشند.
  • شفت‌های ورودی و خروجی: این شفت‌ها از فولادهای کربنی باکیفیت (مانند C45) ساخته شده و با دقت بالا سنگ‌زنی می‌شوند تا انطباق کاملی با یاتاقان‌ها، کوپلینگ‌ها و سایر اجزای متصل داشته باشند.
  • یاتاقان‌ها (Bearings): انتخاب یاتاقان‌ها بر اساس نوع و جهت بارهای وارده صورت می‌گیرد. بلبرینگ‌های شیار عمیق برای تحمل بارهای شعاعی و رولبرینگ‌های مخروطی برای تحمل بارهای ترکیبی شعاعی و محوری استفاده می‌شوند. کیفیت یاتاقان‌ها از برندهای معتبر، تأثیر مستقیمی بر طول عمر، دقت و بازدهی گیربکس دارد.
  • سیستم آب‌بندی (Sealing): کاسه نمدها (Oil Seals) با کیفیت بالا، در محل خروج شفت‌ها نصب می‌شوند تا از نشت روغن روانکار به بیرون و ورود آلاینده‌هایی مانند گرد و غبار و رطوبت به داخل گیربکس جلوگیری کنند. سلامت این قطعه کوچک، برای طول عمر کل سیستم حیاتی است.

مزایای استراتژیک گیربکس هلیکال: چرا این یک سرمایه‌گذاری هوشمندانه است؟

محبوبیت روزافزون گیربکس‌های شفت مستقیم در صنایع پیشرو، نتیجه مستقیم مزایای فنی و اقتصادی آن‌هاست که به کاهش هزینه‌های عملیاتی و افزایش بهره‌وری منجر می‌شود.

راندمان نزدیک به کمال: صرفه‌جویی محسوس در قبض برق

برجسته‌ترین ویژگی گیربکس شفت مستقیم، راندمان مکانیکی فوق‌العاده بالای آن است که در هر طبقه (Stage) کاهش دور، بین ۹۷ تا ۹۸.۵ درصد است. این یعنی تنها کسر کوچکی از توان الکتروموتور صنعتی شما به دلیل اصطکاک به حرارت تبدیل می‌شود. برای مثال، در یک سیستم با موتور ۲۰ کیلووات که به صورت ۲۴/۷ کار می‌کند، تفاوت بین راندمان ۹۸٪ گیربکس هلیکال و راندمان ۸۰٪ یک گیربکس دیگر، به صرفه‌جویی سالانه بیش از ۳۰,۰۰۰ کیلووات ساعت در مصرف برق می‌انجامد که تأثیر مستقیمی بر سودآوری کسب‌وکار دارد.

قابلیت اطمینان بالا و عمر طولانی: کاهش توقفات پرهزینه خط تولید

عملکرد نرم و بدون ضربه دنده‌های هلیکال، سایش و خستگی قطعات را به شدت کاهش می‌دهد. این ویژگی علاوه بر ایجاد محیط کاری آرام‌تر، به معنای فرسودگی کمتر، نیاز به تعمیرات حداقلی و در نتیجه، افزایش چشمگیر طول عمر مفید گیربکس است. قابلیت اطمینان بالا به معنای کاهش توقفات برنامه‌ریزی نشده خط تولید است که یکی از بزرگترین دغدغه‌های مدیران تولید و نگهداری و تعمیرات محسوب می‌شود.

چگالی گشتاور بالا در ابعادی فشرده

به دلیل سطح تماس بیشتر بین دندانه‌ها، گیربکس‌های هلیکال قادرند گشتاورهای بسیار بالاتری را نسبت به گیربکس‌های دنده ساده هم‌اندازه خود منتقل کنند. این ویژگی به طراحان ماشین‌آلات اجازه می‌دهد تا در فضاهای محدود، به قدرت مورد نیاز خود دست یابند و سیستم‌های مکانیکی فشرده‌تر، سبک‌تر و کارآمدتری طراحی کنند.

مقایسه فنی: گیربکس شفت مستقیم در برابر گیربکس حلزونی

برای یک انتخاب مهندسی‌شده، درک تفاوت‌های کلیدی گیربکس هلیکال با رقیب اصلی خود در بسیاری از کاربردها، یعنی گیربکس حلزونی، ضروری است.

ویژگی گیربکس هلیکال (شفت مستقیم) گیربکس حلزونی (Worm)
راندمان بسیار بالا (۹۷-۹۸.۵٪ در هر طبقه) متوسط (۵۰-۹۰٪ بسته به نسبت تبدیل)
قابلیت خودقفلی (Self-Locking) ندارد (کاملاً برگشت‌پذیر است) دارد (در نسبت‌های تبدیل بالا، ایمنی ایجاد می‌کند)
قیمت اولیه بالاتر (به دلیل دقت ساخت و مواد) مقرون‌به‌صرفه‌تر (در توان‌های پایین و نسبت‌های بالا)
تولید حرارت بسیار کم زیاد (به دلیل اصطکاک لغزشی)
نسبت تبدیل در یک مرحله محدود (معمولاً تا ۷:۱)، برای نسبت‌های بالا به چند طبقه نیاز دارد. بسیار بالا (می‌تواند به ۱۰۰:۱ در یک مرحله برسد)
کاربرد ایده‌آل کارکردهای مداوم، سنگین، نیازمند راندمان بالا (نوار نقاله، میکسر، پمپ) کارکردهای منقطع، نیاز به خودقفلی، بودجه محدود (بالابر، وینچ، درب‌های اتوماتیک)

نتیجه‌گیری مقایسه: برای کاربردهای صنعتی که به صورت مداوم کار می‌کنند و بهره‌وری انرژی در آن‌ها اولویت دارد، گیربکس هلیکال انتخابی بی‌رقیب است و هزینه اولیه بالاتر خود را به سرعت از طریق صرفه‌جویی در مصرف برق جبران می‌کند. در مقابل، برای کاربردهایی که ویژگی خودقفلی برای ایمنی ضروری است یا کارکرد دستگاه منقطع است، گیربکس حلزونی گزینه اقتصادی و کارآمدی خواهد بود.

از معادن تا خطوط تولید دارو: کاربردهای گسترده گیربکس شفت مستقیم

به لطف ترکیب منحصربه‌فرد راندمان، قدرت و قابلیت اطمینان، گیربکس هلیکال در تمام شریان‌های حیاتی صنعت حضوری پررنگ و تعیین‌کننده دارد:

  • صنایع سنگین و معدنی: قلب تپنده سیستم‌های نوار نقاله طولانی، سنگ‌شکن‌ها، آسیاب‌های مواد، میکسرهای بتن و تجهیزات حفاری که نیاز به انتقال گشتاورهای عظیم به صورت ۲۴ ساعته و در شرایط محیطی سخت دارند.
  • صنایع تولیدی و بسته‌بندی: در خطوط مونتاژ، ماشین‌آلات پرکن مایعات، لیبل‌زن، دستگاه‌های بسته‌بندی کارتنیج، اکسترودرهای پلاستیک و ربات‌های صنعتی که دقت، تکرارپذیری و سرعت بالا در آن‌ها حیاتی است.
  • صنایع فرآیندی (شیمیایی، دارویی و غذایی): مدل‌های فلنج‌دار این گیربکس به طور گسترده برای نصب عمودی روی انواع میکسر، همزن (آژیتاتور)، راکتورهای شیمیایی و سپراتورها استفاده می‌شوند. در این صنایع، استفاده از روغن‌های Food Grade و آب‌بندی‌های خاص اهمیت ویژه‌ای دارد.
  • لجستیک و جابجایی مواد: در انواع بالابرهای ساختمانی، کانوایرهای فرودگاهی، سیستم‌های سورتینگ در انبارهای مدرن و جرثقیل‌های سقفی برای جابجایی ایمن و کارآمد بار.
  • تصفیه آب و فاضلاب: برای به حرکت درآوردن پمپ‌های اسکرو، هواده‌های سطحی، پل‌های لجن‌روب و دیگر تجهیزات دوار در تصفیه‌خانه‌ها که نیاز به عملکرد مداوم و قابلیت اطمینان بسیار بالا دارند.
  • صنایع کاشی و سرامیک: در خطوط انتقال مواد اولیه، رولرها و کانوایرهای کوره که در معرض حرارت و گرد و غبار شدید قرار دارند.

نقشه راه ۵ مرحله‌ای RMG Sanat برای انتخاب گیربکس شفت مستقیم ایده‌آل

انتخاب صحیح گیربکس، فراتر از یک خرید، یک سرمایه‌گذاری برای عملکرد بی‌وقفه و طولانی‌مدت سیستم شماست. کارشناسان کالای صنعتی محمودی توصیه می‌کنند این پنج گام کلیدی را با دقت طی کنید:

  1. تحلیل دقیق نیازهای بار (گشتاور و توان): اولین و مهم‌ترین قدم، محاسبه دقیق گشتاور (Torque) مورد نیاز برای راه‌اندازی و حرکت دستگاه شما در سخت‌ترین شرایط کاری است. توان الکتروموتور نیز باید متناسب با این گشتاور و با در نظر گرفتن راندمان گیربکس انتخاب شود.
  2. تعیین سرعت خروجی و نسبت تبدیل (Ratio): سرعت دورانی مورد نیاز در خروجی گیربکس (RPM) چقدر است؟ با تقسیم سرعت ورودی (سرعت نامی موتور، مثلاً ۱۴۵۰ RPM) بر سرعت خروجی مطلوب، نسبت تبدیل لازم به دست می‌آید.
  3. محاسبه ضریب کار (Service Factor) – بیمه عمر گیربکس شما: این ضریب یک فاکتور ایمنی حیاتی است که شرایط کاری واقعی را در محاسبات لحاظ می‌کند. گشتاور نامی گیربکس باید از حاصل‌ضرب گشتاور مورد نیاز دستگاه در ضریب کار بزرگتر باشد. برای انتخاب ضریب کار از کاتالوگ سازنده و با توجه به موارد زیر استفاده کنید:
    • نوع بار: یکنواخت (پمپ سانتریفیوژ)، ضربه‌ای متوسط (نوار نقاله)، ضربه‌ای شدید (سنگ‌شکن).
    • ساعات کار روزانه: کمتر از ۳ ساعت، ۳ تا ۱۰ ساعت، بیش از ۱۰ ساعت (کارکرد دائم).
    • تعداد استارت/استپ در ساعت: برای کاربردهای با روشن و خاموش شدن مکرر، ضریب کار بالاتری نیاز است.

    به طور کلی این ضریب عددی بین ۱ تا ۲.۵ است. برای مثال، برای یک نوار نقاله با بار متوسط که ۱۰ ساعت در روز کار می‌کند، ضریب کار حدود ۱.۵ توصیه می‌شود. انتخاب ضریب کار صحیح، از خرابی زودرس گیربکس در اثر خستگی مواد جلوگیری می‌کند.

  4. انتخاب نوع و حالت نصب (Mounting Position): با توجه به طراحی دستگاه، باید بین مدل‌های مختلف انتخاب کنید. رایج‌ترین مدل‌ها عبارتند از:
    • B3: نصب پایه‌دار روی سطح افقی.
    • B5: نصب فلنج‌دار (فلنج بزرگ) روی سطح عمودی.
    • B14: نصب با فلنج کوچک روی سطح عمودی.

    انتخاب حالت نصب صحیح برای روانکاری مناسب یاتاقان‌ها و جلوگیری از نشت روغن حیاتی است. حتماً حالت نصب مورد نظر را در هنگام سفارش به فروشنده اعلام کنید.

  5. سازگاری با شرایط محیطی: عواملی مانند دمای محیط (Thermal Capacity)، رطوبت بالا، وجود گرد و غبار یا مواد شیمیایی خورنده، در انتخاب جنس پوسته، نوع آب‌بندها (Seals)، نوع روغن روانکار (مینرال یا سنتتیک) و حتی نیاز به آپشن‌های خاص مانند رنگ اپوکسی یا شفت خروجی استنلس استیل تأثیر مستقیم دارند.

برای محاسبات دقیق و انتخاب بهینه، همواره می‌توانید روی مشاوره تخصصی و رایگان تیم فنی rmg-sanat.ir حساب کنید.

اصول طلایی نصب و نگهداری گیربکس شفت مستقیم برای حداکثر بازدهی

حتی بهترین گیربکس‌ها نیز در صورت نصب نادرست یا عدم نگهداری صحیح، دچار خرابی زودرس و پرهزینه می‌شوند. این اصول را جدی بگیرید:

نصب حرفه‌ای، پایه و اساس عملکرد بی‌نقص

  • هم‌راستاسازی دقیق (Alignment): اطمینان حاصل کنید که شفت موتور و شفت ورودی گیربکس کاملاً هم‌راستا هستند. عدم هم‌راستایی (Misalignment)، حتی به اندازه کسری از میلی‌متر، فشار مخربی بر یاتاقان‌ها و آب‌بندها وارد کرده و عامل اصلی بسیاری از خرابی‌هاست. استفاده از ابزارهای دقیق مانند ساعت اندیکاتور یا سیستم‌های لیزری برای این کار ضروری است.
  • استحکام فونداسیون: گیربکس را روی یک سطح کاملاً صاف، صلب و بدون لرزش نصب کنید. هرگونه لرزش در پایه، به کل سیستم منتقل شده و عمر آن را کاهش می‌دهد.
  • بررسی سطح و نوع روغن: قبل از اولین راه‌اندازی، حتماً سطح روغن را از طریق درپوش بازدید یا سایت گلس (Sight Glass) بررسی کنید. از تطابق نوع روغن (مینرال یا سنتتیک) و ویسکوزیته آن با دستورالعمل سازنده برای دمای کاری محیط اطمینان حاصل کنید.
  • باز بودن مجرای تنفس (Breather): اطمینان حاصل کنید که درپوش تنفس یا سوپاپ هواکش گیربکس تمیز و باز است. مسدود بودن این مجرا باعث افزایش فشار داخل پوسته در اثر انبساط حرارتی روغن، نشت روغن از آب‌بندها و آسیب به گیربکس می‌شود.

برنامه نگهداری پیشگیرانه (PM): گوش به زنگ سلامت گیربکس

یک برنامه منظم نگهداری، بهترین راه برای جلوگیری از مشکلات بزرگ و هزینه‌های گزاف تعمیرات است:

  • بازرسی حسی (روزانه/هفتگی): به صداهای غیرعادی (زوزه کشیدن، تق تق)، لرزش بیش از حد یا نشت روغن توجه کنید. این علائم، هشدارهای اولیه برای مشکلات احتمالی هستند.
  • کنترل ماهانه دمای کاری: دمای پوسته گیربکس را با دست یا دماسنج مادون قرمز بررسی کنید. افزایش دمای غیرعادی (معمولاً بالای ۸۰-۹۰ درجه سانتی‌گراد) می‌تواند نشانه کمبود روغن، بار بیش از حد، عدم تهویه مناسب یا خرابی یاتاقان‌ها باشد.
  • تعویض روغن طبق برنامه: روغن روانکار، خون حیات گیربکس است. روغن اولیه را پس از ۵۰۰ ساعت کارکرد اولیه تعویض کنید. پس از آن، طبق برنامه زمانی توصیه‌شده توسط سازنده (معمولاً هر ۲۵۰۰ تا ۵۰۰۰ ساعت کارکرد برای روغن‌های مینرال و طولانی‌تر برای سنتتیک) آن را تعویض نمایید. در محیط‌های کاری سخت، این بازه زمانی باید کوتاه‌تر شود.
  • آنالیز روغن: در کاربردهای حیاتی و گیربکس‌های گران‌قیمت، ارسال نمونه روغن به آزمایشگاه برای آنالیز می‌تواند اطلاعات دقیقی از سلامت داخلی گیربکس (مانند وجود براده‌های فلزی ناشی از سایش) ارائه دهد و به پیش‌بینی خرابی‌ها کمک کند.

برندهای معتبر و مشاوره تخصصی در کالای صنعتی محمودی

انتخاب یک برند معتبر، تضمین‌کننده کیفیت ساخت، دوام، دسترسی به قطعات یدکی و پشتیبانی فنی است. در بازار ایران و جهان، برندهای معتبری همچون SEW Eurodrive آلمان (پیشرو در کیفیت و نوآوری)، Yilmaz ترکیه (ترکیبی بهینه از کیفیت و قیمت رقابتی)، SITI ایتالیا (تخصص در گیربکس‌های خاص و کامپکت) و برندهای باکیفیت ایرانی مانند موتوژن و شاکرین، گیربکس‌های شفت مستقیم را با استانداردهای بالا تولید می‌کنند. کالای صنعتی محمودی (RMG Sanat) با افتخار، به عنوان نماینده و عامل فروش، طیف کاملی از گیربکس‌های شفت مستقیم هلیکال را از برندهای معتبر ارائه می‌دهد و به عنوان یک شریک فنی، آماده ارائه مشاوره تخصصی برای انتخاب بهترین و مقرون‌به‌صرفه‌ترین گزینه متناسب با نیاز پروژه شماست.

سوالات متداول (FAQ)

  1. تفاوت اصلی گیربکس هلیکال و حلزونی چیست؟
    تفاوت اصلی در راندمان و قابلیت خودقفلی است. گیربکس هلیکال راندمان بسیار بالایی (تا ۹۸٪) دارد، برگشت‌پذیر است و برای کار مداوم ایده‌آل است. گیربکس حلزونی راندمان پایین‌تری دارد اما در نسبت‌های بالا خاصیت عدم برگشت‌پذیری (ایمنی) را ارائه می‌دهد و معمولاً قیمت مناسب‌تری در توان‌های پایین دارد.
  2. منظور از ضریب کار یا سرویس فکتور (Service Factor) چیست؟
    سرویس فکتور یک ضریب ایمنی است که شرایط سخت کاری (مانند بار ضربه‌ای، ساعات کار طولانی یا استارت‌های مکرر) را در انتخاب سایز گیربکس لحاظ می‌کند. انتخاب گیربکسی با ضریب کار مناسب تضمین می‌کند که دستگاه توانایی تحمل این شرایط را در طولانی مدت داشته باشد و دچار خرابی زودرس نشود.
  3. تفاوت گیربکس هلیکال تک، دو و سه استیج (طبقه) چیست؟
    هر طبقه یا استیج شامل یک جفت چرخ‌دنده است که دور را تا حد مشخصی کاهش می‌دهد (معمولاً تا نسبت ۷:۱). برای رسیدن به نسبت‌های تبدیل بالاتر، از چندین طبقه به صورت سری استفاده می‌شود. گیربکس دو استیج نسبت‌های متوسط (مثلاً تا ۵۰:۱) و گیربکس سه استیج نسبت‌های بسیار بالا (مثلاً تا ۳۰۰:۱) را فراهم می‌کند. هر چه تعداد طبقات بیشتر شود، طول گیربکس نیز افزایش می‌یابد.
  4. چه علائمی نشان‌دهنده نیاز به تعمیر گیربکس است؟
    افزایش ناگهانی صدا یا تغییر تن آن (از صدای نرم به صدای زوزه یا خرد شدن)، لرزش شدید، افزایش دمای غیرعادی پوسته، نشت روغن از آب‌بندها و مشاهده براده‌های فلزی در روغن هنگام تعویض، همگی نشانه‌های هشداردهنده‌ای هستند که نیاز به بازرسی و تعمیر فوری توسط متخصص را اعلام می‌کنند.
  5. آیا می‌توان از گیربکس پایه‌دار (B3) به صورت عمودی استفاده کرد؟
    خیر، هرگز این کار را نکنید. سیستم روانکاری و سطح روغن هر مدل برای حالت نصب مشخصی طراحی شده است. استفاده از گیربکس پایه‌دار در حالت عمودی باعث نرسیدن روغن به یاتاقان‌های بالایی، خشکی آن‌ها و خرابی سریع و فاجعه‌بار دستگاه می‌شود. برای نصب عمودی حتماً از مدل فلنج‌دار (B5 یا B14) استفاده کرده و این موضوع را در هنگام خرید مشخص نمایید.

منابع برای مطالعه بیشتر:

0/5 (0 دیدگاه)